خانم عینکی

دنیا رو با عینکمون می‌بینیم.

دنیا رو با عینکمون می‌بینیم.

خوشا پر کشیدن..

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی

۴ مطلب با موضوع «اندیشه» ثبت شده است

بارها نوشتم و نتوانستم تکمیل کنم، نوشتم و پاک کردم، خواستم بنویسم و زشت پنداشتم، ..
ولی اگر قرار بر عاشقی باشد، قرار بر رابطه باشد، قرار بر دلبستگی باشد، قرار بر زندگی باشد، چهره و پول و موقعیت اجتماعی نباید معیار قرار بگیرند. چه بسا پیشنهادها و موقعیت‌هایی که «به ظاهر» عالی‌اند و هر یک بهتر از دیگری، اما آن‌چیزی را که تو در جستن آن هستی، ندارند! و چقدر تعهد و وفاداری نسبت به «ساختن احساس» دشوار می‌باشد وقتی جز ظواهر بنیان و پایه‌ای ندارند. وقتی احساسات بیشتر تمایلات نفسانی‌اند تا خواست‌های عاطفی و عارفانه..
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۴۲

سلام.

تصمیم گرفته بودم با یکی از دوستانم قطع ارتباط کنم، برای همین کارهایی که انجام می‌داد و پیام‌هایی که برای من ارسال می‌کرد ناخودآگاه در ذهنم بولد می‌شدند و در نتیجه متوجه شدم در این ارتباط شاید من کم‌کاری و کم‌محبتی دارم نه او.

درباره‌ی مسئله‌ی دوستی کمی بیشتر فکر کردم، رفتارها و حرف‌ها و کاری‌های س. ، ح. ، ف. ، س. ، س. ، ع. ، ف. و دوستان دیگری که نسبت به من مهربان‌اند، دوست‌اند، تایمی ویژه برای «من» اختصاص می‌دهند و من فراموششان می‌کنم.

تصمیم گرفته‌ام بنویسم، من حافظه‌ام فراموش‌کار است! اسامی دوستانم را بنویسم و در خاطرم بماند که من دوستان زیادی دارم و اینبار خودم زمانی را برای دوستانم اختصاص بدهم. اینبار من ابتدا به ساکن پیامک بزنم و احوالشان را جویا بشوم، با آن‌ها قرار ملاقات و گردش تنظیم کنم و دوستی‌های جدیدی را بسط دهم. دوستی‌هایی با بزرگ‌تر‌ها!

القصه، اوقات خوش آن است که با دوست به سر شود. :)

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۷ ، ۱۷:۱۹
سلام.
یکی از درس‌هایی که یاد گرفته‌ام «در گذر بودن» دنیا و همه‌ی اهل دنیاست. من از بین همه‌ی اهالی دنیا، به آد‌م‌ها بیشتر از سایر «موجودات» جان‌دار و بی‌جان دلبستگی و وابستگی پیدا می‌کنم و همین دنیا به من ثابت می‌کند همان‌طور که لذت دلبستگی را چشیده‌ام، باید تلخی فرقت و جدایی و انفصالشان را نیز تحمل کنم.
تا کنون با آدم‌های زیادی مصاحبت و مراوده داشته‌ام که جدایی‌ام از برخی از آن‌ها با فراموشی و فاصله، با برخی با ناراحتی و آزردگی خاطر و با برخی نیز با دل‌تنگی و علاقه‌مندی به وصل بوده؛ اما از همه‌‌ی آن‌ها، از حضور تمامی آدم‌هایی که وارد زندگی‌ام شده‌اند، خاطره ساخته‌اند و رفته‌اند بهره‌مند شده و از هریک چیزی آموخته‌ام. به‌گونه‌ای که حتی آن که با آزرده ساختن‌ام از من دور شده، درسی به من یاد داده که کمتر موقعیتی نظیر آن برای یادگیری چنان‌چیزی پیش می‌آمد؛ هر چند از راه دادن‌ آن فرد به زندگی‌ام پشیمان بوده باشم.
القصه، درس پشت درس برای نوجوانی خام که به جبر سن شناسنامه‌ای پا در اجتماع می‌گذارد و «خودش را می‌سازد.»

نتیجه‌گیری: دل‌نبستن به آدم‌ها و به‌خاطر داشتنِ «عابر بودن» آن‌ها در زندگی‌ام
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۷ ، ۱۲:۱۲

از ترم یک که وارد دانشگاه شدم، چون هدفم اپلای بود و نیز به خاطر علاقه‌ام به پژوهش، درگیر فعالیت‌ها و مراکز مرتبط شدم. این روزها با دلایل متعددی متوجه شدم تصمیمم تغییر کرده و یا لااقل کمرنگ شده. اگر اپلای هم بکنم به قصد مهاجرت نخواهد بود و به ایران برمی‌گردم. [لااقل در این لحظه نظرم این ه.]

بازی بچه‌ها رو دیدم، توانایی بیرانوند مقابل رونالدو، دفاع ایران در بازی با اسپانیا، این تلاش، مجاهدت.. یه اصلی هست: "منفعت من وابسته به منفعت ما هست." کاش طوری خودمون و نسل‌های بعدی رو تربیت کنیم که بدونیم و درک کنیم و حس اضطرار داشته باشیم که همیشه باید مثل بازی امشب در تلاش باشیم و سخت‌کوشی و با اراده بودن رو جزو صفات درونیمون بسازیم! و نیز بدونیم با کم‌کوشی و تنبلی به جایی نمی‌رسیم. همچنین یاد بگیریم منفعت من در گرو منفعت جمعی ه نه منفعت منحصراً شخصی. آخ اگه می‌تونستیم یاد بگیریم.

ــــــــــــــــــــــــــ

نازنین، اکنون که این یادداشت کوتاه را می‌خوانی نمی‌دانم در چه حالی هستی. مهربانم، روزی نیست که فکر تو در میان انبوه مشغله‌هایم راه پیدا نکند و برای دقایقی قشر مغزم را به خود اختصاص ندهد. من به تو می‌اندیشم. آگاهانه پاره‌ای از وقتم را به خیالِ تو وامی‌گذارم و از نبودنت در آغوشم فضای دلم را با هُرم آه می‌سوزانم. عزیز دل، نور زندگی‌ام، در تاریکی دنیایی که بسیار آزارم می‌دهد، خیال داشتن تو تسکین‌دهنده‌ی زخم تنهایی‌ام می‌شود. بزرگوارِ زندگی‌ام، کاش قدر می‌دانستی..

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ تیر ۹۷ ، ۰۱:۴۵